آغاز سال نو مبارك

آغاز سال نو مبارك

1392/1/5 20:28

آغاز سال نو مبارك

دانلود دعاي تحويل سال با صداي

 

استاد محمد رضا شجريان

 

محمد اصفهاني

 

مطالبي در رابطه با دعاي تحويل سال در ادامه مطلب








درباره دعای تحویل سال نو از اعمال عید نوروز :

آیا دعای « یامقلب القلوب » از معصومین است ؟

یکی از آیین های ویژه هنگام گردش سال شمسی، خواندن « نیایش گردش سال» یا «دعای تحویل سال» است که خانواده های ایرانی با توجه به باورهای خود در این هنگام دعایی که به صورت رسمی در رسانه ها پخش می شود را می‌خوانند، دعای معروف «یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الا أحسن الحال» است.

اعمال و دعای لحظه تحویل سال نو 92

در کتاب‌های مشهور ادعیه همچون «اقبال الا‌عمال» سید‌ابن‌طاووس و «مصباح المتهجد» شیخ طوسی اشاره‌‌ای به دعای تحویل سال نگردیده و این نشان می‌دهد چه در منابع اهل سنت و چه در منابع تشیع، سند روایی مورد اعتماد برای آن موجود نیست. اما علامه محمد باقر مجلسی(۱۰۳۷-۱۱۱ه.ق) در کتاب «زادالمعاد» در خصوص این دعا گزارش می‌کند که در کتب غیر مشهوره؛ روایت کرده‌اند که در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید: یا مقلب‌القلوب والابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال، بعضی ذکر کرده‌اند، این دعا ۳۶۶ مرتبه گفته شود. بنابراین با توجه به این گزارش، دعای تحویل سال در دوره صفویه مرسوم و معمول بوده است…

 

در هر حال جدای از این که دعای تحویل سال تا پیش از دوره صفویه چگونه بوده و این دعا در کدام یک از مآخذ حدیثی نقل شده است، نفس دعا یا قرائت قرآن یا حتی نمازگزاردن، هنگام تحویل سال نشان از اسلامی شدن نوروز دارد. حتی بعضی‌ها معتقدند عبارات دعای تحویل سال برگرفته از عبارات قرآنی یا احادیث و روایاتی است که در معتبرترین مآخذ شیعی نظیر «التهذیب» شیخ طوسی نقل شده است.

اعمال و دعای لحظه تحویل سال نو 92

بنا بر نقل علامه مجلسی، این دعا در بعضی کتب چنین آمده است: «یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال.» و در روایت دیگر: «یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول و الاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال.» ذکر شده است.

در این گزارش مجلسی تصریح دارد این دعا در «کتاب های غیر مشهور» ثبت و ضبط شده است، اما در کتب اربعه شیعه و کتاب های مشهور ادعیه نیامده است.

اگر چه بیشتر ترکیبات این دعا در قرآن سابقه ندارد و تنها شباهت هایی دیده می شود. ولی در متون معتبر عربی و کتب دینی، بعضی از این عبارت ها و مشابه آن ها آمده است که به ذکر چند مورد از آن ها بسنده می کنیم.

عبارت «مقلب القلوب و الابصار» با این مفهوم در قرآن سابقه ندارد و منظور از عبارت « … یوما تتقلب فیه القلوب و الابصار » نیز که یک بار در قرآن سوره نور آیه ۳۷ آمده ، منظور روز قیامت است و ارتباط مستقیمی به تحویل سال ندارد؛ البته در بعضی متون دینی دگرگونی طبیعت در فصول سال و زنده شدن طبیعت را به قیامت تشبیه کرده اند.

عبارت «یا مقلب القلوب و الابصار» در برخی احادیث که در مورد اذکار نوافل است آمده است، از جمله در کتاب إعلام الورى بأعلام الهدی شیخ طبرسی ، ص ۴۳۲، با عبارت «یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک.» و نیز در مصباح المتهجد شیخ طوسی، ص ۱۳۲٫ در روایتی که مرحوم صدوق در « کمال الدین » ص ۳۵۳ از قول امام صادق علیه السلام آورده است .

اعمال و دعای لحظه تحویل سال نو 92

سید بن طاووس نیز عبارتی دارند در کتاب « اقبال الاعمال » ج۱ ص ۲۹۴ : «فمنها ما وجدناها فی کتب أصحابنا رحمهم الله العتیقة ، وقد سقط منها أدعیة لیال ، وهو دعاء اللیلة الخامسة عشر : سبحان مقلب القلوب والأبصار ، سبحان مقلب اللیل والنهار».

عبارت « مدبر اللیل و النهار» نیز به این صورت و مفهوم در قرآن نیامده و عبارت قرآنی « یقدر اللیل و النهار» از سوره مزمل آیه ۲۰ ، به این عبارت « مدبر اللیل و النهار » شباهت دارد.

برخی احتمال می دهند، دعای تحویل سال از دوران صفوی با استفاده از ترکیبات عربی و یا الگو برداری از آن ها ساخته و پرداخته شده است. ولی این احتمال ضعیف است، چرا که این دعا در کتب قبل از مرحوم علامه مجلسی (یعنی قبل از صفوی) نیز بوده است . و لو اینکه آن کتب الآن در دسترس نیستند، ولی به لحاظ زمانی متقدم بر دوران صفویه بوده اند.

اگر چه صد در صد نمی توانیم، این دعا را به معصومین استناد دهیم، ولی محتوای آن هیچ منافاتی با معارف اهل بیت (ع) ندارد. البته قبول داریم که هر دعایی را نمی توان قبول کرد. در روایات هم آمده است، اهل بیت (ع) راهکاری برای شیعیان نشان می دادند تا آنها خودسرانه برخی ادعیه را نخوانند!

در بررسی ادعیه ای که در کتب روایی آمده است و شاید از لحاظ سند به ظاهر ضعیف هستند، قاعده ای به نام «تسامح ادله» در میان فقها می باشد و بسیاری از فقها، ادعیه ای را که مضامین والا دارند و با روایات و عقاید شیعه قابل اثبات هستند، بر اساس همین قاعده ، تصحیح می نمایند!

اعمال و دعای لحظه تحویل سال نو 92

عمده در این دعا، مضمون دعایی آن است که منافاتی با تعالیم دینی ندارد، بلکه کاملا هم نیکوست، البته بحث سندی جای خود را دارد. دعاهای دیگری از این دست داریم که سند محکمی برای آنها ذکر نشده، اما به سبب مضامین عالیه ای که دارند مورد تایید علمای دین قرار گرفته اند، همانند مناجات شعبانیه که مرحوم امام خمینی سفارش زیادی بر خواندن آن دارند. در مورد دعای تحویل سال هم شاهد هستیم که هیچ یک از علما مخالفتی با آن نکرده و مقام معظم رهبری و امام خمینی‌(ره) در پیامهای نوروزی همواره آنرا می خواندند که این کار تایید بر صحت محتوایی این دعا می باشد.

منبع : سایت شیعه ها – تهیه و تنظیم : علی حاجی

—————————————————————

متن عربی دعای لحظه تحویل سال نو :

یا مقلب القلوب و الابصار . یا مدبر اللیل و النهار . یا محول الحول والاحوال . حول حالنا الی احسن الحال .

ترجمه و شرح دعای هنگام تحویل سال نو :
یکی از کانون‌های انقلاب انسانی، انقلاب در قلب است و یکی از عوامل دگرگون ساز قلب، خداوند متعال است، او می تواند عشق را تبدیل به نفرت و نفرت را تبدیل به عشق کند.

حجت‌السلام والمسلمین حسن عرفان از محققان و پژوهشگران حوزه علمیه قم درگفت و گوی تفصیلی با مرکز خبر حوزه، ابعاد و زوایای مفاهیم دعای تحویل سال شمسی را تشریح کرد.

دقت و تأمل در تفسیر و برداشت‌های این استاد خوش‌فکر حوزه، نگاه ملی به عید نوروز را به نگاه فراملّی و اسلامی تبدیل خواهد کرد و اینجاست که غرب باید در مقابل مکتب اسلامی ایران زانو بزند.

سوال : لطفاً ابتدا در خصوص سند دعای تحویل سال توضیح دهید، آیا در متون دینی این دعا ذکر شده است؟

این دعا را از دو جهت می شود خواند؛ اول از باب تساهل در ادله سنن و دوم از جهت مضامین دعا که مستند و مشروع می باشد، چراکه از یک سو ما قائل به تساهل در ادله سنن هستیم و از طرفی این دعا متن و محتوای بسیار بالایی دارد که جملات آن مستند به یک سند مروی در قرآن و روایت است و معقول و متین نیز می باشد و هیچ ناسازگاری با ادله عقلی و آموزه‌های دینی ندارد، بلکه پشتوانه عظیم متنی و معنایی دارد.

قسمت اول دعا، اشاره به دگرگونی قلب دارد، اهمیت انقلاب قلب در چیست؟

اولین جمله دعا این است: « یا مقلب القلوب » قلب به معنای دگرگون کردن است و از لحاظ ادبی مصدر است که اسم شده برای عضوی در بدن انسان، این عضو کانون گرایش‌ها و عواطف انسان‌هاست و به عبارتی دیگر، قلب کانون عشق و نفرت است، لذا نام او را قلب گذاشته اند، چون وارونه و دگرگون می شود؛ یعنی عشق تبدیل به نفرت و نفرت تبدیل به عشق می شود و اگر نهاد و قلب آدمی مالامال از عشق باشد، مهمترین عامل جاذبه است و اگر محل نفرت شد، مهمترین عامل گریز و تاریکی است.

این عوامل و عواطف گوناگون از مهمترین مسائل در زندگی ما هستند؛ پس یکی از کانون‌های انقلاب انسانی، انقلاب در قلب است و یکی از عوامل دگرگون ساز قلب، خداوند متعال است، او می تواند عشق را تبدیل به نفرت و نفرت را تبدیل به عشق کند از آیت الله العظمی بها الدینی، جمله معروف و درس آموزی نقل شده است که فرموده بودند: خدا باید مبدا میل را عوض کند.

چطور می شود اگر مبدأ میل آدمی عوض شد، خود او هم عوض می شود؟

یکی از اسارت‌های مهم آدمی؛ اسارت به عادت‌ها است؛ آیت الله العظمی حائری (ره) نقل کرده اند، یک شخصیت مسلمان از آسیای میانه که شیعه بود، در هنگام انقلاب کمونیست‌ها و بلشویک‌ها خودش را به حضرت آیت الله میرزای شیرازی رساند و پرسید که ما شیعیان در مقابل انقلاب بلشویک‌ها چه وظیفه ای داریم.

ایشان بشدت معتاد و دلبسته به چای پر رنگ بود و دفتر میرزای شیرازی نمی توانست ایشان را سیر کند؛ میهمان شخصی می شوند و به دلایلی به او چای نمی رسد و این شخص که اعتیاد شدیدی هم به چای داشته است، مضطر می شود و به حضرت عباس متوسل می‌شود، حضرت مبدا میل او را عوض می کند و عشق او به چایی را تبدیل به نفرت می کند .

من برای اینکه مطلب، آیت الله بها الدینی برای شما روشن‌تر شود، مثال دیگری می زنم؛ یکی از فعال ترین مساجد دنیا مسجد گوهرشاد است، گوهرشاد خانمی است که این بنای عظیم را بنا نهاد و با مدیریت خاصی آن را اداره می کرد در این بین، یکی از کارگران جوان عاشق او می شود و از اشتها می افتد و در آستانه مرگ قرار می گیرد؛ به گوهر شاد خبر می دهند، او می گوید، من با او ازدواج می کنم به شرطی که چهل روز در این مسجد اعتکاف داشته باشد؛ شخص عاشق به اعتکاف می پردازد و روز پایان اعتکاف، مبدا میل او تغییر پیدا می‌کند و عاشق خداوند می شود، یعنی عاشق مخلوق، عاشق خالق می شود، باز در اینجا مبدء میل تغییر پیدا کرده است .

* قلب در فرهنگ اسلام از چه جایگاهی برخوردار است؟

استاد محمد تقی جعفری می فرمودند: در تایخ ادبیات اسلامی ایران به دل و حالات گوناگون دل آنقدر توجه شده است که حدود ۳۰۰ پسوند و پیشوند برای آن در ادبیات فارسی شمرده شده، مانند سنگدل و دل رحم و … این‌ها همه نشان از توجه به دل و فرآیند‌های مختلف آن می باشد و در قرآن کریم، هم بسیار به دل توجه شده است در قرآن غلیظ القلب داریم (آل عمران؛ ۱۵۹)؛ قلب قسی داریم (بقره؛ ۷۴)؛ قلب بیمار داریم (احزاب ۳۲)؛ قلب زنگ زده داریم (مطففین؛ ۱۴)؛ قلب مختوم داریم (بقره؛ ۷)؛ قلب مرعوب داریم (آل عمران؛ ۱۵۱)؛ قلب بدون فهم (اعراف ۱۷۹)؛ قلب رئوف داریم (حدید ۲۷)؛ قلب سلیم داریم، روزی که فرزندان بر آدمی فایده ندارد، مگر قلب سلیم (شعرا؛ ۸۹) بنابراین قلب سلیم، مهمترین توشه آخرت ماست که ما آن را ازخدا درخواست می کنیم؛ قلب مطمئن داریم (نحل؛ ۱۰۶) و غیر از واژه «قلب» کلمه «صدر» نیز محل توجه می باشد که آن هم مربوط به قلب است که موسی از خدا شرح صدر در خواست نمود (طه ۲۵) و باز در سوره انشراح، خداوند متعال خطاب به پیامبر اکرم‌(ص) می‌فرمایند: « الم نشرح لک صدرک» (انشراح؛ ۱) باز در قرآن آمده است؛ کسی را که هدایت کنینم شرح صدر به او می دهیم (انعام؛ ۱۲۵) باز در روایات ما آمده است که؛ « آلة الرئاسة سعة الصدر» (غرر الحکم کلمه ۷۸۲۵) و همه اینها به مقلب القلوب بودن خداوند بر می گردد.

* علت همراه شدن کلمه «ابصار» با «قلوب» در دعای تحویل سال چیست ؟

یکی دیگر از عوامل دگرگونی زندگی آدمی، بصیرت اوست؛ ما در این دعا می گوییم: «ای کسی که دگرگون می‌کنی قلب‌ها را و ای کسی که دگرگون، می کنی بصیرت‌ها را» یکی از بنیاد‌های تربیتی تغییر دیدگاه‌ها و جهان بینی‌هاست؛ اگر دیدگاه‌ها عوض شد، ما هم عوض می شویم، مثلا نوع نگاه ما به هستی از این موارد است که آیا این هستی خالقی دارد یا نه ؟ آیا این هستی را شامل طبیعت و ماورا طبیعت می دانیم یا نه ؟ آیا به این دنیا نگاه آلی می کنیم یا غایی؟

مثلا بصیرت علوی نسبت به دنیا چگونه بوده است، یک جا امیر المومنین می فرمایند « وَ اللَّهِ لَدُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِی عَیْنِی مِنْ عِرَاقِ خِنْزِیرٍ فِی یَدِ مَجْذُومٍ » (نهج الباغه؛ حکمت ۲۳۶) این دنیا با همه زیبایی‌هایش در چشم من از استخوان لیسیده یک خوک در دست یک جزامی پست تر است باز در جای دیگر می فرماید این دنیای شما برای من از آب بینی یک بز پست تر است « لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا یُقَارُّوا عَلَى کِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَیْتُمْ دُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِی مِنْ عَفْطَةِ عَنْز» (نهج البلاغه خطبه شقشقیه) و اگر کسی به دنیا اینگونه نگاهی داشت دیگر کسی برای رسیدن به این دنیا گناه نمی کند و عاشق غیر خدا نمی شود و….البته در این بینش نگاه به دنیا نگاه ابزاری است و تلاش؛ برای رسیدن به دنیا نیست، کما اینکه کسی به اندازه امیر المومنین(ع) آبادانی و سازندگی نداشت؛ یکی از دانشمندان خارجی می گوید: وقتی که علی‌(ع) به عراق آمد، چند هزار نخل در عراق بود ولی بعد از ورود حضرت به عراق، آمار آن از میلیون گذشت و باز یکی دیگر از دانشمندان خارجی می گوید: مبتکر آسیاب بادی در حجاز امیر المومنین بوده است و باز می گوید: حضرت شش جاده بزرگ را اصلاح کردند و….انسان با این بینش علوی کسل نمی شود بلکه عالم و عامل می شود .

* فراز دیگری از دعا یا مدبر اللیل و النهار است ،مقصود از تدبیر در این بخش چیست ؟

تدبیر شب و روز از امور مهمی است که توجه به آن موجب خداشناسی است، قرآن مجید در باره شب می فرماید «و جعلنا اللیل لباسا » (نباء آیه ۱۰)شب پوشش برای ماست و پوشش آرامش بخش است؛ پوشش ساتر است و عیب‌های آدمی را مخفی می کند و… خدا شب را لباس قرار داده است، کما اینکه شب ساتر عیوب آدمی هم هست « و جعل النهار معاشا » (نباء آیه ۱۱) روز را محور فعالیت‌ها اقتصادی و معیشت آدمی قرار داد و همه این‌ها به نور مربوط می شود و خداوند این نور را در خورشید قرار داد، اگر نور نبود، معیشتی هم نبود، یکی از دانشمندان غربی می گوید: اگر نور خورشید نبود بشر برای اداره زندگی روزانه اش، باید هزاران هزار میلیارد دلار مصرف می کرد تا فقط ساعتی از نور خورشید را بدست آورد

در تدبیر «لیل و نهار» نظم عجیبی وجود دارد، توجه به آن موجب خداشناسی است، این نظام کیهانی چنان منظم است که قابل محاسبه دقیق است و می‌شود ثانیه و دقیقه کسوف و خسوف را محاسبه کرد همه این‌ها دلیل بر وجود خدای حکیم و قدیر است .

* مقصود از «یا محول الحول و الاحوال» چیست و چه معنایی را القاء می‌کند؟

دنیا محل تحول است و تحول مادی یکی از تحولات است، سال سپری می شود و بهار آغاز می شود و این تحویل و تحول در طبیعت صورت می گیرد و مردگی زمین تبدیل به حیات می شود و سردی تبدیل و تحویل به اعتدال می شود؛ بعضی از تحولات در قلمرو زندگی آدمی است، مثلا اگر زندگی مدرن شود، تحول در ابزار زندگی بشر ایجاد می شود و اگر در کشوری، انقلاب اقتصادی محقق شود تحول در نظام اقتصادی آدمی صورت می گیرد و هکذا در تحولات سیاسی و مسائل دیگر، اما در این دعا که تحول را از خدا می خواهیم منظور؛ تحول در خود انسان است و این تحول در کانون تحول او صورت می گیرد که قلب آدمی و کانون عواطف است و عقل کانون بینش‌هاست و اگر این دو عوض شد، انسان هم عوض می شود .

این دعا، انقلاب انسانی را مطرح می کند و انقلاب انسانی مهمترین دستاورد انبیا و ائمه‌(ع) است، اینکه پیامبر فرمود: «عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» (مستدرک‏الوسائل ج: ۱۱ ص: ۱۸۷) و باز امیر المومنین درباره هدف بعثت می فرماید: «ِ فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلِیغِ وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول » (نهج البلاغه خطبه اول) یعنی گنج‌های خرد را زنده کند و استخراج کند و اگر این انقلاب صورت گیرد، بشر خوشبخت است و اگر انقلاب سیاسی و اقتصادی و… اتفاق بیفتد و انقلاب در درون خود بشر صورت نگیرد، برای او هیچ دستاورد دیگری نخواهد داشت؛ برای نمونه مهندسی ژاپن آنقدر پیشرفت داشته است که در درجه بالای زلزله تلفات بسیار اندکی ایجاد می‌کند و این صنعت در اوج است و با این حال دولت ژاپن سالانه ۳۲ میلیارد دلار صرف هزینه جلوگیری از خودکشی مردم می کند، چرا مردم ژاپن باید چنین کنند، حتی من کتابی دیدم با عنوان «ده راه آسان خودکشی» ؟! دولت ژاپن بر اساس آزادی‌های فردی که در جامعه وجود دارد برای جلوگیری از انتشار این کتاب نمی‌توانست اقدام کند، لذا این کتاب منتشر شد و آمار خودکشی را هم بالا برد، ما متوجه این نکته می شویم که این مانیفست دموکراسی چقدر نارس است و نکته مهم این است که چرا ژاپنی‌ها با این تکنولوژی بالا، خودکشی می کنند ؟ پاسخ این است که علم و صنعت خوشبختی آور نیست.

یکی از حالت‌هایی که خدا به ما می هد حالت رضایت است؛ رضایت دربرابر بلا، محققینی که در بم بوده اند گفتند: بعد از این مصیبت عظیم، حتی یک نفر خودکشی نکرده است؛ و علت این است که در اینجا انقلاب انسانی نسبی شکل گرفته است و در آنجا انقلاب صنعتی شکل گرفته است.

* چگونه اگر حالات درونی تغییر کند، منش انسان نیز عوض می‌شود ؟

حالات‌ درونی از مهمترین عوامل شکل دهی به منش ما هستند، حالات‌ ما منش‌های ما را می سازند، برای توضیح، مطلبی را نقل می کنم؛ «آیت اله میرزا محمد حسین غروی اصفهانی» یکی از اشراف زادگان بودند، در اوایل طلبگی تسبیح بسیار قیمتی داشتند، روزی در دست او رشته تسبیح باز شد و دانه‌های قیمتی بر زمین ریخت، او ابا کرد آنها را جمع کند و کسر شان خود می دانستند، اما بعد‌ها که بزرگترین فقیه و فیلسوف زمانه شده بود، وقتی سیب زمینی و پیازی در دامن داشت و بر زمین ریخت، ایشان به راحتی آنها را جمع می کند، اگر حالات انسانی عوض شد، منش انسان هم تغییر پیدا می کند.

* سنت‌ها در اعیاد یادآور چه مسئله‌ای هستند؟

این سنت‌ها نماد هویت ملی و مذهبی ماست، سنت باید دارای سه ویژگی باشد، اول اینکه بنیاد و ریشه آن سنت معلوم باشد، ثانیاً باید معقول باشد، یعنی دلیل عقلی در پی آن باشد، مثلا سنت خانه تکانی؛ سنت آشتی و صلح در ایام عید؛ سنت دید و بازدید، همه این‌ها پشتوانه دینی و عقلانی دارد، اما سنت‌هایی مثل از بالای آتش پریدن اصلا معقول نیست؛ این همه آسیب دیدگی برای سنتی که ریشه عقلانی ندارد اصلا صحیح نیست همچنین ما مسلمانیم و باید ببینیم این سنت مشروع هست یا نه ؟

سنن ما در ایام عید اکثراً معلوم و معقول و مورد تایید اسلام است، اما بعضی سنت‌ها اینگونه نیستند که باید از آنها پرهیز کرد.

* راهکار زدودن خرافت در زندگی بشر چیست ؟

علت عمده خرافات‌ بخاطر نقد نکردن سنت‌هاست اینکه حضرت عیسی فرمودند: « قَالَ الْمَسِیحُ ع خُذُوا الْحَقَّ مِنْ أَهْلِ الْبَاطِلِ وَ لَا تَأْخُذُوا الْبَاطِلَ مِنْ أَهْلِ الْحَقِّ کُونُوا نُقَّادَ الْکَلَامِ فَکَمْ مِنْ ضَلَالَةٍ زُخْرِفَتْ بِآیَةٍ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ کَمَا زُخْرِفَ الدِّرْهَمُ مِنْ نُحَاسٍ بِالْفِضَّةِ الْمُمَوَّهَةِ النَّظَرُ إِلَى ذَلِکَ سَوَاءٌ وَ الْبُصَرَاءُ بِهِ خُبَرَاءُ » (بحارالأنوار ج: ۲ ص: ۹۶)

حضرت مسیح (عیسى بن مریم، علیه السّلام) فرموده :

(سخن) حقّ و راست و درست را از اهل باطل و نادرست (مردم نادان) فرا گیرید، و (سخن) باطل و نادرست را از اهل حقّ (مردم دانا) فرا نگیرید (مانند صرّاف و جداکننده پول خوب را از بد) نقّاد کلام باشید یعنى سخن خوب را از بد جدا سازید (زیرا) بسا ضلالت و گمراهى که با آیه‏اى (کلامى) از کتاب خدا (که به پیغمبران فرو فرستاده) زینت داده شده و آراسته گردد، چنان که درهم (پول نقره قدیم) مسی را به آب نقره زینت می‌دهند، نگاه بسوى آن درهم (بآن درهمى که از نقره خالص و پاکیزه ساخته شده) یکسان است، و بینایان (صرّافها) به آن آگاهانند».

منبع : حوزه نیوز

———————————-

متن دعای تحویل سال :

یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ

ترجمه و معنی فارسی دعای تحویل سال :

ای تغییر دهنده دلها و دیده‏ها * ای مدبر شب و روز * ای گرداننده سال و حالت ها * بگردان حال ما را به نیکوترین حال

تفسیر دعای تحویل سال نو :

«یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ»
قلب و بصیرت قلبی، از مؤلفه‌های مهم معنوی در مسیر کمال انسان است که در قرآن کریم و روایات ناب اسلامی تأکید بسیاری بر آن شده است. قلب سرچشمه تمامی جوشش‌های و خیزش‌های وجود آدمی است.

«یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ»
انسان، به تصریح قرآنی «إنی جاعل فی الارض خلیفة»،‌ جانشین خدا بر روی زمین است و این شایستگی را دارد که مرآت تمام‌نمای ربوبی و مجلای ظهور و بروز اسما و صفات الهی شود. یکی از اسمای حق تعالی «مدبّر» است که پروردگار عالمیان به وسیله آن، به تدبیر روز و شب یا تدبیر نظام زمین و آسمان و به طور کلی، نظام خلقت می‌پردازد. انسان نیز باید خویشتن را متخلق به اخلاق الهی نماید و تدبیرگر روز و شب خویش باشد.

«یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ»
«حَول» در دعای عید نوروز، به معنای «سال» است و «احوال» جمع حال، به معنای طبیعت و ضمیر یا تغییر و دگرگونی وضعیت انسان است. از این رو، خداوند تغییر دهنده سال و یا دگرگون کننده طبیعت مربوط به مخلوقات است و این صیرورت و تحول در مسیر رشد و کمال موجودات، لازمه امر زندگی و حیات است. در این دعای شریف از درگاه ربوبی می‌خواهیم که طبیعت وجود ما را به بهترین و نیکوترین طبیعت‌ها تبدیل کند و این تغییر باطنی یا ظاهری وجودی ما را همسو با تغییر و دگرگونی طبیعت ظاهری، در مسیر شکوفایی و بالندگی قرار دهد.

یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال . عید از عود گرفته شده و در لغت به معنای بازگشتن است . دگرگونی سال جدید و بازگشت بهار نو و نوروز، عیدهایی چون عید فطر را تداعی می کند . مسلمان روزه دار پس از یک ماه عبادت روزی را که غبار از فطرت توحیدی اش زدوده شده به فطرت توحید بازگشته است، عید می گیرد . البته مراتب این بازگشت در افراد گوناگون فرق می کند . دعای تحویل سال هم با جملاتی کوتاه همین مسیر را پیش پای انسان می گشاید . مقلب القلوب و الابصار پروردگار است که قلب ها را به سمت کمال دگرگون می سازد و چشم ها را به سوی خود می دوزد . قلب ها چون کرات دگرگون می شوند; ولی پس از دگرگونی، باید استواری یابند; زیرا در ادعیه وارد شده است: «و ثبت قلوبنا علی دینک; قلب های ما را بر دین خود ثابت بدار .» اگر قلوب دگرگون شدند و سپس بر دین الاهی استوار گردیدند، ابصار نیز چنین می شوند ; زیرا ابصار فرمانبردار قلوبند . شاید از این رو اول قلوب و سپس ابصار ذکر شده است . «یا مدبر اللیل و نهار» لیل و نهار نماد ظلمت و نورند . اگر او شب و روز را تدبیر می کند، ظلمت و نور را هم می آفریند . پس فقط او می تواند چنان تدبیر کند که پرده ظلمت از روی دل کنار رود و نور معرفتش بر آینه قلب بتابد . در آیه دویست و پنجاه و هفتم سوره بقره می فرماید: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و . . . ; خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند; آن ها را از ظلمت ها به سوی نور بیرون می برد .» محول سال و حال او است . قرین بودن تحویل سال با تحویل حال نکته ای در خور اهمیت است که کم تر به آن التفات می شود . آن قدر که تحویل سال و رسوم آن خود نمایی می کند، تحویل حال جلوه ای ندارد و در پشت پرده غفلت هیچ انگاشته شده است; راستی چرا در این دعای پر معنا و تنبه بخش، به هنگام تحویل سال، تحویل حال به احسن حال در خواست می شود؟ به نظر می رسد، برای آن است که ابتدا احسن الحال را بفهمیم و سپس در راه تحقق آن گام نهیم؟ تفسیر این احسن الحال را باید در عمق آن دعا یافت که، «اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک; خدایا، بدی حال ما را به خوبی حال خود تغییر ده .» درباره ذات اقدس الاهی، احسن بودن حال بی معنا است; زیرا تفضیل حالی بر حال دیگر، فقدان و وجدان و تبدیل و تبدل می طلبد و ذات اقدس الاهی از آن پیراسته است . برتری حالی بر حال دیگر درباره ما انسان ها کاملا درست می نماید . کمال ما انسان ها در همین است که سوء حال را به حسن حال و حسن حال را به احسن حال تبدیل کنیم . حسن حال الاهی به معنای وجود تمام کمالات به نحو اتم و اکمل در ذات اقدس الاهی است . احسن الحال بودن برای ما یعنی رسیدن به تمام آن کمالات به قدر ظرفیت وجودی مان; زیرا ما حالی احسن و برتر از آن نداریم . تحویل حال به احسن الحال همان تغییر سوء حال انسان به حسن حال الاهی است; و این تغییر وقتی تحقق می یابد که:

۱ . از پلیدی گناه رهایی یابیم، زیرا بدترین حال انسان و پست ترین مقام آدم هنگامی است که در باتلاق گناه فرو می رود .

۲ . انجام واجبات را چون چراغی فرا راه خود قرار دهیم تا ما را به سوی حسن حال الاهی رهنمون شود .

۳ . زنگار صفات پلید را از آینه دل بزداییم تا سوء حال ما به حسن حال نگار تبدیل شود . از این رو، یکی از اعمال عید نوروز، روزه گرفتن است تا انسان خود را در راستای رسیدن به احسن حال، یعنی وصول به حسن حال الاهی، قرار دهد و به اخلاق الله متخلق سازد .

منبع : سایت سمت خدا



تبریک
رضایی

بسیار خوب و دلپذیر بود.

علاوه بر نغمه های آیینی آوردن مطالبی ایچنین به سایت شما غنای خاصی می بخشد

موفق باشید






از نظرات خود ما را بهره مند کنید
نام :
پست الکترونیک :
عنوان پیام :
متن پیام :
Skip Navigation LinksSkip Navigation Links
كداميك از آثار ماندگار زير را جزء اركان اصلي آواز مذهبي مي دانيد

Skip Navigation Links